نیلوفرانه
یادداشت های یک نویسنده ی 12 ساله
11 روز دیگه من 12 سالم میشه
به افتخار تولدم واستون عکس میذارم














به افتخار تولدم:




هرکی تولدم نیاد خیلی بی معرفته.
از دست همتون ناراحتم با وفا ترین ها هم که رفتن
بابا ترو خدا سر بزنین
نامردین اگه نظر ندین
خواهش میکنم نظر بدین
هرکی نظر بده منم بهش یه خبر جالب میدم
بس یکی از محبوب ترین خدایان مصری بود او خپل و کوتاه و خوش مشرب بود و در حالیکه بدن و صورتی شبیه به انسان داشت گوش ها و دمش مانند شیر بودند. بس شادی و خوشبختی را برای خانواده ها به ارمغان می آورد و از وسایل خانه محافظت میکرد.
دفعه بعدی با هوروس پیشتون میام
در ضمن هر کی هر سوالی درباره خدایان داره بپرسه تا جایی که بتونم بهش جواب میدم
یادتونه یه پست داشتم که از خدایان مصری نوشته بودم؟
امروز ادامه خدایان رو دنبال کنین.
مصری ها عقیده داشتندکه در زمانی خیلی خیلی پیش از این ایزیس و ایزیریس نخستین شاه و ملکه مصر بودند.
هنگامی که ایزیریس به دست برادر شرور و اهریمنی خود به قتل رسید ایزیس از نیروهای جادویی خود کمک گرفت تا شوهرش را یک بار دیگر به زددگی برگرداند.
ایزیس ایزد مردگان و فرمانروای جهان زیرین شد و ایزیریس به مقام الهه درمان ازدواج و عواطف مادرانه رسید.
اینم از این.اگه نظرا خوب باشه فردا داستان بچه شون بس رو میذارم.
تا بعد
وبلاگ داستان که مال خودمه مسابقه داره زود سر بزنین و تو مسابقه شرکت کنین زود باشین تا دیر نشده برین
داستان نویسی
| Design By : Night Skin |

